أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
253
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مرثد را و خالد را و عبد اللّه طارق را بكشتند و عاصم بن ثابت تير از جعبه فرو ريخت در آنجا هفت چوبه تير بود بهر يكى تير مردى را از بزرگان مشركان بكشت چون تيرش نماند گفت : اللّهم انّى حميت دينك صدر النّهار فاحم لحمى آخر النّهار ، بار خدايا من اوّل روز دين ترا حمايت كردم تو به آخر روز گوشت مرا از مشركان نگاهدار ، گرد او درآمدند و او را شهيد كردند خواستند كه سر او ببرّند خداى تعالى جمعى زنبور را فرستاد تا او را حمايت كردند كسى گرد او نيارست گشت او را حمى الزنبور گفتند ، آنگه گفتند : رها كنيد تا شب درآيد كه زنبور شب برود چون شب درآمد ابرى سياه برآمد و بارانى عظيم بباريد و سيلى درآمد و جثّهء عاصم برگرفت و ببرد خداى تعالى فرشتگان را فرستاد تا جثّهء او ببهشت بردند و پنجاه مشرك را كه كشته بودند همه را بدوزخ بردند ، حبيب بن عدى را و زيد بن الرّثيه را باسيرى گرفتند و بمكّه بردند حبيب را بنو حارث بن عامر بخريدند تا او را ببدل پدر باز كشند كه پدر ايشانرا در احد او كشته بود به خانه بردند ، او را بند برنهادند اهل آنخانه او را ديدند كه خوشهء انگور مىخورد نه در هنگام او دانستند كه روزى است كه خداى تعالى او را فرستاده است آنگه او را برگرفتند و از حرم بيرون بردند تا بكشند آنجا درختى ديدند گفتند او را صلب كنيم برين درخت ، گفت : چندان مهلت دهيد ركعتى چند نماز بگزارم آنگه دو ركعت نماز بكرد و آنگه گفت : اگر نه آنستى كه گويند : حبيب ترس مرگرا تعلّل مىكند بيشتر بكردمى آنگه گفت : اللّهم احصهم عددا و خذهم بددا ، او را زنده بردار كردند ، گفت : بار خدايا كس نيست كه سلام من به رسول تو رساند تو سلام من برسول رسان مشركى بود نام او سلامان خواست تا نيزه بر سينهء او زند ، گفت : اتّق اللّه ، از خداى بترس چون نام خدا بشنيد در طغيان بيفزود و نيزه بر سينهء حبيب زد و به پشت او بيرون برد ، فذلك قوله تعالى : « وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ » و زيد بن رثيّه را صفوان بن اميّه بخريد تا بعوض پدر او را بازكشد كه پدر او را او كشته بود آنگه او را بدست يكى از موالى خود داد و گفت : او را به تنعيم « 1 » برو بكش ابو سفيان حاضر بود گفت : بخداى
--> ( 1 ) - در غياث اللغات گفته : « تنعيم به عين مهمله نام موضعى است بفاصلهء سه گروه از مكه بجانب شمالى و مناسك عمره در آنجا به عمل ميآيد و حج باتمام ميرسد » .